خدایا سپاست می گویم از چاه ناامیدی برونم افکندی،به دریای رحمت بی کرانت غوطه ورم ساختی،از ورای این گنبد نیلی نگاهم می کنی ،درذرات زلال آب به تماشایم می نشینی،مرا نگاهبانی ،رازدار قلب منی،فروغ دیدگان معصومانه کودکی هستی که ازقطره هیچش آفریده ای،چه بگویم که چه هستم به که بگویم ،تو ذات مقدسی که کلمات در تو جاریست خودم را وبودنم را و حتی آنزمان که اراده کنی تبودنم را به خودت می سپارم. همچنان راهنمایم باش،ودرهزارم لحظه ای مرا به خودم وامگذارو لحظه ای مرا از یاد خود غافل نساز
كلمه شي ء نيست .
كلمه ي خدا ، خدا نيست .
اما ذهن مدام كلمه انبار مي كند ؛
كلمه ، كلمه ، كلمه
و آنگاه كلمه ، حجاب مي شود .
اين واقعيت را در خود مشاهده كن
آيا ميتواني بدون وساطت كلمات
چيزي را احساس كني ؟
آيا ميتواني بدون وساطت كلمات ،
حتي براي لحظه اي ، زندگي كني ؟
فكر نكن ،بلكه ببين .
.........................
گلي كه اسير تاج گل پادشاه شده است ،
به تلخي ميخندد
وقتي مي بيند كه گل مرغزار به موقعيت
او غبطه مي خورد
خدا جون
نه آنقدر شريفم كه لايق افتخارت باشم
نه آنقدر پاكم كه لايق عشق پاكت باشم
نه آنقدر مومنم كه لايق مامن امن تو باشم
نه آنقدر بزرگم كه لايق بزرگي تو باشم
نه آنقدرهيچم كه لايق هيچ تو باشم
منم ! بنده اي گنه كار ، ناپاك ، كافر ، كوچك
بنده اي فاني كه از دنياي بود و نبودت
تنها با دو نعمتت بود و با هزاران ارزانيت نبود
مشتي خاك كه جسمم شد
و اميد به بزرگواري و بخشش تو
كه تمام روحم شد ...
هر روز
یک زیبایی ،
یک نغمه عاشقانه
یک شروع را بههمراه دارد
کافی است که آنرا بیابی و با آن همراه گردی
اینگونه ، همواره شاد خواهی بود
گوش کن
این نغمه ها برای توست
این نغمه های برای مناست
و برای آنکه در عمیق ترین لحظه خویش
آنانرا جستجو می کند
و بر آن شادمان می گردد
به عشق بکوش
تا در تمامی لحظات آسمان آن گرمای حقیقی را در
تمامی قلب خویش احساس نمایی
و با آن یگانه مهربان همراه گردی و آنگاه است
که بر تو مکشوف خواهد گشت
که خداوند همواره با توست
بعد از اینکه فکر می کنی خودتو پیدا کردی تازه می بینی که یه گم شده ای، بین بودن و نبودن، بین فهمیدن و نفهمیدن و اون موقع است که خودتو می بینی ،کجا بودی؟به کجامی ری؟تو زمینی یا آسمون،اصلا زمین و آسمون تو چی ان؟
تو مثل یک بادبادکی، که نسیم می تونه به هر جایی پروازش بده و اینجاست که از خودت بدت میاد و احساس بی ارزش بودن و سست بودن می کنی و اون وقته که منتظر یه ناجی هستی و بهش اعتماد می کنی و بعد می فهی که اونم تورو به خاطر همین سردرگمی انتخاب کرده بود......
خدایا بازم به تو رسیدم و می دونم که بی تو هیچم. می دونم خودت خواستی بادبادک باشم تا فقط به سمت خودت منو ببری پس حالا می خوام سبک تر شم و نخمو رها کنم تا به تو برسم
سلام خدایا من اومدم و مثل همیشه بعد از اینکه نفهمیدم ،اومدم پس ای آدم ها به من خرده نگیرید که چرا می گم نمیدونم،چون ندوستن کلید داناییه .پس به من خرده نگیرید که چرا به همچی وارونه نگاه می کنم چون وارونه نگاه کردن یعنی دیگران و فهمیدن
خدایا هزاران بار دوست دارم و ازت ممنونم
كاشف زيبايي وشكوه درون خود باش
زندگي آواز است
آن را به آواز بخوان.
زندگي ترانه است
ترانه اي شاد
آن را مترنم باش.
زندگي رقص است
آن را به رقص آور.
زندگي ضيافتي ست كه مدام برپاست
در آن شركت كن.
دنيا خانه قشنگ ماست.
زمين
مادر ماست
وآسمان پدرمان.
كائنات براي ما و به فرمان ماست
هيچ جيز ما را از كل جدا نمي كند
همه ي پديده ها
عضوي از يك اركستر بزرگ اند
به موسقي آفرينش گوش بسپار
خداوند را در همه چيز ببين
او در همه چيز هست
اگر خواهان شناخت خداوند هستي
خود را با حل معماها سرگرم نكن
به پيرامون خود نگاه كن
او را خواهي ديد كه
با كودكان كوي
سرگرم بازي است
او را خواهي ديد كه
در ميان ابر ها مي خرامد
دستانش را در آذرخش دراز ميكند
و با باران فرود مي آيد
او را خواهي ديد در گل ها مي خندد
آنگاه
در جان درختان قامت مي افرازد
و دستان سبز خويش را در باد تكان مي دهد
درنگ كن و ببين
سكوت كن
وگوش بسپار.
نيايش
در درنگ و نگاه و سكوت تو ميشكفد
با حسي از طنز و بازيگوشي زندگي كن
جديت هاي احمقانه
آسمان زندگي تو را ابري ميكند

